فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
+34
stalker
Milassyui
aghaghi
S@M
arman
alimontaz
Heidii
Mihakralj
volant
slevin(HAMID
keyvanmoeini
abnbat
SMAM
jasonbourne
پل کوچولو
ASDALIREZA105
erfan
ramin
edo
Clover
Heidi
sahra_7
Negin 2
Indiana Jones
mehrnaz_sadeghi86
Ishpateka
fazel1994
afsoon520
ahmad1300mo
Emiliano
kazvash
faridonline
babak
59
38 مشترك
صفحه 28 از 40
صفحه 28 از 40 • 1 ... 15 ... 27, 28, 29 ... 34 ... 40
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
59 نوشته است:
- تاواریش امیلیانو، خواهش میکنم. تابلو هم قابل شما رو نداشت (لبخند).
- زحمت و لطف میحا که در جای خود محفوظ هست، اما هنوز آن کلیپ که داستنش را تعریف کردم پیدا نشده.
هر زمان که یافت شود، خیلی دوست دارم تا به اشتراک فروم قرار دهم و شما نیز آنرا ببینید.
- خواهش میکنم، من عامل "یادگاری" در فروم هستم. جاسوس آنها میباشم.
- من که دیگه راستش با همین ۷ خواهم بود. ... از دید غیر حرفهای من، ویندوز و بویژه میندوز،
دیگه پیشرفتهای خودش رو کرده و این نسخههای ۸، ۹، ۱۲، ۱۳ و ...، دیگه در اصل اضافه کاری هست.
در مورد سایر برنامهها و بویژه برنامه ی گرافیکی هم همینطوره. فوتوشاپ، فری هند و ایلوستراتری که باهاشون کار میکنم،
برای ۱۰-۱۲ سال پیش هست. ... اصلا من اینرو بگم خدمت شما که البته بهتر میدونید،
در کارهایی همچون گرافیک، اصل ماجرا، کار با دست و خلاقیت بوده و هست، حالا در ۱۵ سال گذشته،
برنامه یهای گرافیکی کار رو ساده تر کردن، همین. ... ورژن و نسخه مهم نیست، بلکه خلاقیت باید حرف اول رو بزنه.
کلن ویندوز ۷، بگمان من نقطه ی عطفی شد در تاریخ کامپیوتر و دیگه به هر چیز که میخواستیم رسیدیم، خدا رو شکر.
- در ضمن، سریال جدیدی بزودی پخش میشه با نام "ماجراهای پدر سیگار کش، پسر پیژامه پوش و عمه خانم".
کیفیت پخش هم بلورین خواهد بود و بصورت همزمان در دنیا، دی وی دی هایش توزیع خواهد شد.
- امیر جان خیلی ممنونم برای لینک اصلی مصاحبه که لطف فرمودید.
- خانم هایدی، خواهش میکنم. بله، حق داشتید چرا که خود من در پیامی که اپتدا برای امیر گرامی فرستاده بودم،
تعداد زیادی لینک بود از همان صفحه، اما خودم هم واقعن نمیدانستم که کدامیک از آنها،
مهمتر هست و بخش اصلی مصاحبه در کدام قرار دارد که اکنون روشن شد.
- آرمان گرامی، بسیار ممنونم برای لینک موسیقی با کلام "ورزش صبحگاهی"، شاهکاری از استاد انوشیروان روحانی.
بسیار شنیدنی هست، بویژه که سبک اجرای وکال، بسیار حرفه ای توسط خانم سلیست اجرا شده.
ایشان از هنرمندان دوبلاژ هستند و در سالهای شصت هم همیشه جای پسر بچهها صحبت میکردند.
اسمشان را شما و یا یاران ارجمند امکانش هست که اطلاع رسانی بفرمایید؟.
ورزش صبحگاهی - استاد انوشیروان روحانی - (با کلام - فایل صوتی):
(با سپاس از آرمان)
http://s5.picofile.com/file/8112669892/Varzeshe_Sobhgahi_Ostad_Anoushirvan_Rohani_03.mp3.html
.
.
.
1. من فکر می کردم به کلیپ مورد علاقه تون رسیدید، "59" عزیز. امیدوارم زودتر برسید. کاش می تونستم کمکتون کنم؛ اما، اون کلیپی رو که گفتید، متأسفانه ندیده م و هیچ ذهنیتی ازش ندارم.
2. در مورد "ویندوز" و "فتوشاپ" و نسخه های اون ها و هنر دست، کاملاً موافقم؛ گرچه، به نظر بنده هنوز سیستم عامل ویندوز جا برای پیشرفت و بهتر شدن داره و نمی شه گفت همه چی تمومه.
در این بین، هر چی رقیب ها بیشتر باشن، این بیشتر به خودش می یاد. همیشه همین طوری بوده.
........................................
3. یه سؤال دیگه هم دارم؛ که، شاید فقط "هایدی" خانوم بتونه جواب بده یا برآورده ش کنه:
سال 1375 شبکه ی 3 یه سریال می داد با بازی "مریلا زارعی" و "نصرالله رادش". هر دو جوون بودن و پرانرژی. "مریلا زارعی" در اوج زیبایی و جوونی بود؛ نه مث الآن که، فقط دوس داره نقش جوونا رو بازی کنه و اصلاً هم بهش نمی یاد! نمی دونم تا کی می خواد گذر زمان رو انکار کنه؟
بگذریم. اسمش بود "هوای تازه" و خیلی دنبالشم؛ حتا، چند دقیقه شو می خوام؛ بخصوص، لجبازی های این دو بازیگر نامبرده رو که گفتم. اسم "مریلا زارعی" درش "نرگس" بود.
کسی داردش؟ "هایدی، بابا"، کجایی؟ (می دونی که باید شبیه "محسن تنابنده" بخونی این تیکه رو!)
Emiliano- تعداد پستها : 1670
Join date : 2009-09-12
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
Emiliano نوشته است:
3. یه سؤال دیگه هم دارم؛ که، شاید فقط "هایدی" خانوم بتونه جواب بده یا برآورده ش کنه:
سال 1375 شبکه ی 3 یه سریال می داد با بازی "مریلا زارعی" و "نصرالله رادش". هر دو جوون بودن و پرانرژی. "مریلا زارعی" در اوج زیبایی و جوونی بود؛ نه مث الآن که، فقط دوس داره نقش جوونا رو بازی کنه و اصلاً هم بهش نمی یاد! نمی دونم تا کی می خواد گذر زمان رو انکار کنه؟
بگذریم. اسمش بود "هوای تازه" و خیلی دنبالشم؛ حتا، چند دقیقه شو می خوام؛ بخصوص، لجبازی های این دو بازیگر نامبرده رو که گفتم. اسم "مریلا زارعی" درش "نرگس" بود.
کسی داردش؟ "هایدی، بابا"، کجایی؟ (می دونی که باید شبیه "محسن تنابنده" بخونی این تیکه رو!)[/b]
من از این سریاله همینقدر یادمه که احمد آقالو همساده بالاییشون بود و همش مشغول رمان های جنایی بود. نسخه تصویری ندارم.
راستش ما از سال نود که ست تاپ باکس خریدیم تازه افتادیم رو دور ضبط کردن. بچه که بودم مادرم خیلی چیزها رو ضبط می کرد. پرپرک، بی بی خدیجه، خاله ریزه، خیلی از این کارتونهایی که الان آرزو داریم دوباره ببینیم اون زمونا روی نوارهای وی اچ اس ضبط کرده بودیم. بعد مادرم افتاد رو دور ضبط کردن هرچی آموزش گل چینی و بلندر و مکرومه و آشپزی که از تلویزیون پخش می شد. بی سروصدا روی همه ی اون برنامه های بچگیمون مکرومه بافی و آشپزی ضبط کرد و همه شون از دست رفت.
اون قدیم ندیمها، اولین قسمت های مسابقه ی محله (اوایل دهه هفتاد) مسعود روشن پژوه رفته بود محله ی دایی ام و یه مسابقه ی مفصل و هیجانی راه انداخته بود بین بچه های محل. دوتا پسردایی ها اون موقع خیلی کوچیک بودن و حضور فعالی داشتن توی مسابقه و جلوی دوربین. دایی ام رو نشون می داد که الان از دنیا رفته و هم محلی ها. مادرم اون قسمت رو کامل ضبط کرد و نشون خودشون دادیم و تا چند سال بعد می دیدیم و می خندیدیم. بعدها فهمیدم اون یادگاری عزیز هم پاک شده و جایش را آموزش یکی از این گل های مسخره گرفته!
از شانس ما همسرم هم از اوایل دهه هفتاد شروع کرده بود به ضبط کردن کلی از برنامه های تلویزیون و خواهری داشت که بی سروصدا روی همه ی اون وی اچ اس ها گل بلندر ضبط کرده بود!
اینم حکایت ما.
راستش ما از سال نود که ست تاپ باکس خریدیم تازه افتادیم رو دور ضبط کردن. بچه که بودم مادرم خیلی چیزها رو ضبط می کرد. پرپرک، بی بی خدیجه، خاله ریزه، خیلی از این کارتونهایی که الان آرزو داریم دوباره ببینیم اون زمونا روی نوارهای وی اچ اس ضبط کرده بودیم. بعد مادرم افتاد رو دور ضبط کردن هرچی آموزش گل چینی و بلندر و مکرومه و آشپزی که از تلویزیون پخش می شد. بی سروصدا روی همه ی اون برنامه های بچگیمون مکرومه بافی و آشپزی ضبط کرد و همه شون از دست رفت.
اون قدیم ندیمها، اولین قسمت های مسابقه ی محله (اوایل دهه هفتاد) مسعود روشن پژوه رفته بود محله ی دایی ام و یه مسابقه ی مفصل و هیجانی راه انداخته بود بین بچه های محل. دوتا پسردایی ها اون موقع خیلی کوچیک بودن و حضور فعالی داشتن توی مسابقه و جلوی دوربین. دایی ام رو نشون می داد که الان از دنیا رفته و هم محلی ها. مادرم اون قسمت رو کامل ضبط کرد و نشون خودشون دادیم و تا چند سال بعد می دیدیم و می خندیدیم. بعدها فهمیدم اون یادگاری عزیز هم پاک شده و جایش را آموزش یکی از این گل های مسخره گرفته!
از شانس ما همسرم هم از اوایل دهه هفتاد شروع کرده بود به ضبط کردن کلی از برنامه های تلویزیون و خواهری داشت که بی سروصدا روی همه ی اون وی اچ اس ها گل بلندر ضبط کرده بود!
اینم حکایت ما.
Heidii- تعداد پستها : 102
Join date : 2013-02-02
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
سلام
تیتراژش این نبود؟
باران که ببارد،
چتری خواهم شد برای تو.
باد که بیاید،
دیواری خواهم شد برای تو.
چای گرممان،
از پیالۀ خورشید.
آب سردمان،
از کوزۀ ماه
بارون اگه بباره سقفی میشم دوباره
سقفی روی گلامون
گلهای آفتابگردون
تیتراژش این نبود؟
باران که ببارد،
چتری خواهم شد برای تو.
باد که بیاید،
دیواری خواهم شد برای تو.
چای گرممان،
از پیالۀ خورشید.
آب سردمان،
از کوزۀ ماه
بارون اگه بباره سقفی میشم دوباره
سقفی روی گلامون
گلهای آفتابگردون
babak- تعداد پستها : 318
Join date : 2009-09-11
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
همراهان ارجمند، راستش مدتها بود که میخواستم یادی داشته باشیم هر چند کوتاه،
از جناب آقای اسماعیل پور رضا، ... از همان پدر مهربان و زحمت کش سریال "در خانه".
بی شک ایشان جزو فراموش شدگان سینما و تلویزیون هستند. ... آخرین باری که فیلمی با نقش آفرینی او دیدم،
۸-۹ سال پیش بود که سی دی فیلم سینمایی "خوابگاه دختران - ۱۳۸۳" به کارگردانی محمد حسین لطیفی بدستم رسید،
و آنرا تماشا کردم. ... در فیلم یاد شده، جناب پور رضا نقش کوتاهی داشت و پدر یکی از دخترها بود.
این فیلم البته سکانس تقریبن ترسناکی هم داشت اما از دید نگارنده، فیلم "شب بیست و نهم"،
همچنان تنهاترین فیلم ترسناک سینمای ایران و حتی جهان میباشد.
.
.
.
اسماعیل پوررضا
اسماعیل پوررضا زاده ١٣٢٨ در قصر شیرین و دارای مدرک دیپلم ادبی از دبیرستان هوشیار تهران است.
وی به مدت ٢ سال دوره آموزش عمومی تئاتر را در گروه هنر ملی گذراند. از فعالیتهای هنری او،
می توان به بازی در نمایشها و فیلمهای سینمایی، کارگردانی و بازی در مجموعه های تلویزیونی اشاره کرد.
او همچنین با کارگردانانی همچون بهرام بیضایی، محمود دولت آبادی، عباس جوانمرد، آشور بانی پال،
رضا ژیان، اسماعیل خلج، همایون شهنواز و حسین محجوب همکاری داشته است.
http://theater.ir/fa/artists.php?id=473
پی نوشت:
چقدر لوس و بی نمک بودند برخی از بازیگرنماهای سینمای ایران در عکسهای جشنواره ی فجر.
از کجا اینها را میاورند؟. ... این جشنواره، روزی روزگاری، شکوه و عظمت داشت! ....
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
59 نوشته است:
همراهان ارجمند، راستش مدتها بود که میخواستم یادی داشته باشیم هر چند کوتاه،
از جناب آقای اسماعیل پور رضا، ... از همان پدر مهربان و زحمت کش سریال "در خانه".
بی شک ایشان جزو فراموش شدگان سینما و تلویزیون هستند. ... آخرین باری که فیلمی با نقش آفرینی او دیدم،
۸-۹ سال پیش بود که سی دی فیلم سینمایی "خوابگاه دختران - ۱۳۸۳" به کارگردانی محمد حسین لطیفی بدستم رسید،
و آنرا تماشا کردم. ... در فیلم یاد شده، جناب پور رضا نقش کوتاهی داشت و پدر یکی از دخترها بود.
این فیلم البته سکانس تقریبن ترسناکی هم داشت اما از دید نگارنده، فیلم "شب بیست و نهم"،
همچنان تنهاترین فیلم ترسناک سینمای ایران و حتی جهان میباشد.
.
.
.
اسماعیل پوررضا
اسماعیل پوررضا زاده ١٣٢٨ در قصر شیرین و دارای مدرک دیپلم ادبی از دبیرستان هوشیار تهران است.
وی به مدت ٢ سال دوره آموزش عمومی تئاتر را در گروه هنر ملی گذراند. از فعالیتهای هنری او،
می توان به بازی در نمایشها و فیلمهای سینمایی، کارگردانی و بازی در مجموعه های تلویزیونی اشاره کرد.
او همچنین با کارگردانانی همچون بهرام بیضایی، محمود دولت آبادی، عباس جوانمرد، آشور بانی پال،
رضا ژیان، اسماعیل خلج، همایون شهنواز و حسین محجوب همکاری داشته است.
http://theater.ir/fa/artists.php?id=473
پی نوشت:
چقدر لوس و بی نمک بودند برخی از بازیگرنماهای سینمای ایران در عکسهای جشنواره ی فجر.
از کجا اینها را میاورند؟. ... این جشنواره، روزی روزگاری، شکوه و عظمت داشت! ....
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
سلام به دوستان گرامی
ممنونم از یادآوری شما.
اسماعیل پوررضا را بیشتر از همه در سریال "در خانه" به خاطر می آوریم. سبزی فروشی داشت و وقتی تصمیم گرفت چند صباحی برود جبهه، سه تا بچه ها تصمیم گرفتن در غیاب پدر، با همدیگه سبزی فروشی رو بگردونن و ماجراهای تازه...
یادش به خیر... شاید ما هم پیر شده ایم که فقط بازیگرهای زمان جوانی مان را می پسندیم. هنرمندهایی که با بازی هایشان زندگی کردیم و بزرگ شدیم، شاید همان لیست اسامی بلند بالایی باشد که در تیتراژ هزار برگ هزار رنگ دور هم جمع شده بودند. خیلی از آنها از دنیا رفته اند یا پیر شده اند و خیلی وقت است خبری ازشان نیست. جایشان را چهره های جدیدی گرفته اند که خیلی نمی فهمیم و نمی پسندیم.
یک نکته ی کوتاه هم به مطالب خوب شما در مورد اکبر عبدی و حاتمی کیا اضافه می کنم:
حاتمی کیا فیلم هایش را خط به خط بر اساس ماجراها و آدم های کاملا واقعی می سازد. قصه ساز و داستان پرداز نیست و تخیل قوی ندارد. در مصاحبه ی منتشر نشده ای تعریف کرده بود که از کرخه تا راین را به طور کامل بر اساس یک سرگذشت واقعی با همان آدم ها و ماجراها ساخت. حاج کاظم آژانس شیشه ای هم ماهیت بیرونی داشت و ما به ازای خارجی. همان اتفاق ها در یک مقطعی افتاده بود و صدایش را درنیاوردند. حاج کاظم واقعی حتی پشت صحنه ی فیلمبرداری آژانس هم حضور داشت.
راستی اسماعیل پوررضا امسال نقش کوچکی در یکی از فیلم ها داشت. اکبر عبدی هم دوباره نقش خانم بازی کرده بود.
Heidii- تعداد پستها : 102
Join date : 2013-02-02
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
Heidii نوشته است:
سلام به دوستان گرامی
ممنونم از یادآوری شما.
اسماعیل پوررضا را بیشتر از همه در سریال "در خانه" به خاطر می آوریم. سبزی فروشی داشت و وقتی تصمیم گرفت چند صباحی برود جبهه، سه تا بچه ها تصمیم گرفتن در غیاب پدر، با همدیگه سبزی فروشی رو بگردونن و ماجراهای تازه...
یادش به خیر... شاید ما هم پیر شده ایم که فقط بازیگرهای زمان جوانی مان را می پسندیم. هنرمندهایی که با بازی هایشان زندگی کردیم و بزرگ شدیم، شاید همان لیست اسامی بلند بالایی باشد که در تیتراژ هزار برگ هزار رنگ دور هم جمع شده بودند. خیلی از آنها از دنیا رفته اند یا پیر شده اند و خیلی وقت است خبری ازشان نیست. جایشان را چهره های جدیدی گرفته اند که خیلی نمی فهمیم و نمی پسندیم.
یک نکته ی کوتاه هم به مطالب خوب شما در مورد اکبر عبدی و حاتمی کیا اضافه می کنم:
حاتمی کیا فیلم هایش را خط به خط بر اساس ماجراها و آدم های کاملا واقعی می سازد. قصه ساز و داستان پرداز نیست و تخیل قوی ندارد. در مصاحبه ی منتشر نشده ای تعریف کرده بود که از کرخه تا راین را به طور کامل بر اساس یک سرگذشت واقعی با همان آدم ها و ماجراها ساخت. حاج کاظم آژانس شیشه ای هم ماهیت بیرونی داشت و ما به ازای خارجی. همان اتفاق ها در یک مقطعی افتاده بود و صدایش را درنیاوردند. حاج کاظم واقعی حتی پشت صحنه ی فیلمبرداری آژانس هم حضور داشت.
راستی اسماعیل پوررضا امسال نقش کوچکی در یکی از فیلم ها داشت. اکبر عبدی هم دوباره نقش خانم بازی کرده بود.
- خانم هایدی، ممنون هستم برای تمام مواردی که مطرح ساختید.
اتفاقن در اخبار سینمایی هم خوانده بودم که اکبر عبدی برای بار سوم ایفاگر نقش زن شده.
بهر حال بخاطر همان مسائل مادرزادی که گفته شد، ایشان جایگزینی ندارد، حتی در این سالها که سطح پایین آمده.
- راستش موردی را که میخواهم بگویم، همگی میدانیم و قبلن نیز صحبت شده بود در این رابطه.
اما خواهشمندم از همه ی یاران گرامی، که فایل تصویری زیر را دریافت کنند و یکبار ببینند!.
این فایل برای ماه گذشته هست و بتازگی تهیه شده. من واقعا با اینکه میدانستم در این رابطه،
اما باز شوکه شدم وقتی آنرا دیدم. ... اصلا کی به اینها مجوز میدهد؟.
یک نفر هست که مثلا مربی صدا سازی هست، ببینید که چقدر مسخره،
تمرین میدهد به آن شاگردانش که دلم برایشان خیلی سوخت،
سپس وقتی خودش صحبت میکند و بعد مثلن گویندگی، نه صدا دارد، نه بیان معمولی میداند،
تازه تیپ سازی هم بخیال خود میکند و همه ی این کارها، در حد نمایشها و تئاترهای دانش آموزی هست.
رئیس کل این افتضاحکده هم، که میدانم کلی از این کارها را با صدای خودش حرف میزند، اصلا صدا ندارد.
لطفن بگویید این افراد ناشی که فقط پیداست رو دارند، از کجا پیدایشان شده؟،
و چطور ۸ سال هست که به مسخره بازی ادامه میدهند، اما هیچ نهاد رسمی،
یعنی صدا و سیما و وزارت ارشاد، کنترل بر کیفیت بسیار پایین کارهای آنها ندارد؟.
آخر هر چیزی یک حدی دارد. ... این کانال یا آژانس خبری پرس تی وی هم،
اینها را بعنوان کارت ویزیت دوبله ی ایران نشان میدهد.
صدای دوبلورهای راستینی که از قدیم باقی ماندند،
و همچنین زنده یادان: ناظریان، آژیر و معمار زاده کجا!،
و این بی هنرها کجا!.
http://s5.picofile.com/file/8113203334/ChertoPert.rar.html
(باور کنید که این جریان ها، همگی از یک سویی تغذیه میشود،
وگرنه الکی نیست که یک نفر بیاید ۸ سال پیش، یک موسسه با چنین سطح پایینی بزند،
سپس کارهایش را همه جا پخش کنند، تلویزیون هم نشان دهد و تازه کلی هم جایزه بگیرد).
http://fa.wikipedia.org/wiki/انجمن_گویندگان_جوان_(گلوری)
.
.
.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
Heidii نوشته است:Emiliano نوشته است:
3. یه سؤال دیگه هم دارم؛ که، شاید فقط "هایدی" خانوم بتونه جواب بده یا برآورده ش کنه:
سال 1375 شبکه ی 3 یه سریال می داد با بازی "مریلا زارعی" و "نصرالله رادش". هر دو جوون بودن و پرانرژی. "مریلا زارعی" در اوج زیبایی و جوونی بود؛ نه مث الآن که، فقط دوس داره نقش جوونا رو بازی کنه و اصلاً هم بهش نمی یاد! نمی دونم تا کی می خواد گذر زمان رو انکار کنه؟
بگذریم. اسمش بود "هوای تازه" و خیلی دنبالشم؛ حتا، چند دقیقه شو می خوام؛ بخصوص، لجبازی های این دو بازیگر نامبرده رو که گفتم. اسم "مریلا زارعی" درش "نرگس" بود.
کسی داردش؟ "هایدی، بابا"، کجایی؟ (می دونی که باید شبیه "محسن تنابنده" بخونی این تیکه رو!)[/b]من از این سریاله همینقدر یادمه که احمد آقالو همساده بالاییشون بود و همش مشغول رمان های جنایی بود. نسخه تصویری ندارم.
راستش ما از سال نود که ست تاپ باکس خریدیم تازه افتادیم رو دور ضبط کردن. بچه که بودم مادرم خیلی چیزها رو ضبط می کرد. پرپرک، بی بی خدیجه، خاله ریزه، خیلی از این کارتونهایی که الان آرزو داریم دوباره ببینیم اون زمونا روی نوارهای وی اچ اس ضبط کرده بودیم. بعد مادرم افتاد رو دور ضبط کردن هرچی آموزش گل چینی و بلندر و مکرومه و آشپزی که از تلویزیون پخش می شد. بی سروصدا روی همه ی اون برنامه های بچگیمون مکرومه بافی و آشپزی ضبط کرد و همه شون از دست رفت.
اون قدیم ندیمها، اولین قسمت های مسابقه ی محله (اوایل دهه هفتاد) مسعود روشن پژوه رفته بود محله ی دایی ام و یه مسابقه ی مفصل و هیجانی راه انداخته بود بین بچه های محل. دوتا پسردایی ها اون موقع خیلی کوچیک بودن و حضور فعالی داشتن توی مسابقه و جلوی دوربین. دایی ام رو نشون می داد که الان از دنیا رفته و هم محلی ها. مادرم اون قسمت رو کامل ضبط کرد و نشون خودشون دادیم و تا چند سال بعد می دیدیم و می خندیدیم. بعدها فهمیدم اون یادگاری عزیز هم پاک شده و جایش را آموزش یکی از این گل های مسخره گرفته!
از شانس ما همسرم هم از اوایل دهه هفتاد شروع کرده بود به ضبط کردن کلی از برنامه های تلویزیون و خواهری داشت که بی سروصدا روی همه ی اون وی اچ اس ها گل بلندر ضبط کرده بود!
اینم حکایت ما.
1. ممنون بانو "هایدی" عزیز.
بله. یادمه یه بار دیگه هم به سرنوشت تلخ این فیلم ها و گنجینه های وی ایچ اس اشاره کرده بودید و اون مکرومه بافی های لج درآر!
خیلی حیف شده ن.
حتا اون سری اول "مسابقه ی محله" هم از بین رفت؟
چون خیلی دوس داشتم از اون سری و جوونی های "مسعود روشن پژوه" عکس داشته باشم.
کل وب رو بگردی، از جوونی های ایشون این سه، چار تا عکس فسقلی گیر می یاد:
2. دوستان اگه تونستن عکس های بیشتر و باکیفیت تری از این برنامه پیدا کنن، ما رو هم بی نصیب نذارن، لطفاً.
babak نوشته است: سلام
تیتراژش این نبود؟
باران که ببارد،
چتری خواهم شد برای تو.
باد که بیاید،
دیواری خواهم شد برای تو.
چای گرممان،
از پیالۀ خورشید.
آب سردمان،
از کوزۀ ماه
بارون اگه بباره سقفی میشم دوباره
سقفی روی گلامون
گلهای آفتابگردون
3. "بابک" جان، اگه این شعری، که نوشتید، منظورتون اینه که متعلق به "هوای تازه" بوده، نمی دونم راستش.
یه چیزی بگم، شاید باورتون نشه:
این سریال رو +چند کار دیگه هرگز هیچ قسمتیشون رو نتونسته م از اول ببینم!
در مورد فیلم های سینمایی هم هرگز توی عمرم دو فیلم سینمایی رو از اول ندیده م: یکی "محمد" ("پیام") و یکی هم "عمر مختار"!
هر دو با بازی "انتونی کویین".
با این که هر کدوم از این دو فیلم 6987542130 بار بازپخش از شبکه های رنگارنگ داشته ن!
نمی دونم چرا؛ ولی، همیشه این جوری بوده! حتا یادمه پارسال EPG شبکه ی "نمایش" رو زده بودم که فلان ساعت "پیام" رو می خواد بده و من خونه نبودم و زده بودم رو ضبط؛ اما، وقتی برگشتم، دیدم برنامه ی ضبط رو اشتباهی بهش داده م و یه شبکه ی دیگه ضبط شده!
4. دوستان، کسی تجربه ی مشابه بنده داره، یا فقط من این طوری ام؟
59 نوشته است:
همراهان ارجمند، راستش مدتها بود که میخواستم یادی داشته باشیم هر چند کوتاه،
از جناب آقای اسماعیل پور رضا، ... از همان پدر مهربان و زحمت کش سریال "در خانه".
بی شک ایشان جزو فراموش شدگان سینما و تلویزیون هستند. ... آخرین باری که فیلمی با نقش آفرینی او دیدم،
۸-۹ سال پیش بود که سی دی فیلم سینمایی "خوابگاه دختران - ۱۳۸۳" به کارگردانی محمد حسین لطیفی بدستم رسید،
و آنرا تماشا کردم. ... در فیلم یاد شده، جناب پور رضا نقش کوتاهی داشت و پدر یکی از دخترها بود.
این فیلم البته سکانس تقریبن ترسناکی هم داشت اما از دید نگارنده، فیلم "شب بیست و نهم"،
همچنان تنهاترین فیلم ترسناک سینمای ایران و حتی جهان میباشد.
.
.
.
اسماعیل پوررضا
اسماعیل پوررضا زاده ١٣٢٨ در قصر شیرین و دارای مدرک دیپلم ادبی از دبیرستان هوشیار تهران است.
وی به مدت ٢ سال دوره آموزش عمومی تئاتر را در گروه هنر ملی گذراند. از فعالیتهای هنری او،
می توان به بازی در نمایشها و فیلمهای سینمایی، کارگردانی و بازی در مجموعه های تلویزیونی اشاره کرد.
او همچنین با کارگردانانی همچون بهرام بیضایی، محمود دولت آبادی، عباس جوانمرد، آشور بانی پال،
رضا ژیان، اسماعیل خلج، همایون شهنواز و حسین محجوب همکاری داشته است.
http://theater.ir/fa/artists.php?id=473
پی نوشت:
چقدر لوس و بی نمک بودند برخی از بازیگرنماهای سینمای ایران در عکسهای جشنواره ی فجر.
از کجا اینها را میاورند؟. ... این جشنواره، روزی روزگاری، شکوه و عظمت داشت! ....
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
5. "59" عزیز، ممنون که از "آقا رضا"ی "در خانه" یاد کردید.
این هنرمندا خیلی زود از یادها می رن؛ با این که، خیلی هم برای ما زحمت کشیده ن.
بنده هم یادمه ایشون توی "هاچین و واچین" هم بودن؛ و اگه اشتباه نکنم، نقش رفتگر محله رو به خوبی بازی می کردن.
6. در مورد آخرین بازی ایشون هم دقیقاً پیش از خوندن نوشته های شما، بنده هم یاد "خوابگاه دختران" افتادم و پدر "باران کوثری" بودن ایشون.
بعد از اون، دیگه کاری ازشون ندیدم و امیدوارم هر جا هستن، سرزنده و پایا باشن.
7. بنده خوشبختانه سال هاست جشنواره رو دنبال نمی کنم و از این بابت خیلی هم خوشحالم.
Heidii نوشته است:59 نوشته است:
همراهان ارجمند، راستش مدتها بود که میخواستم یادی داشته باشیم هر چند کوتاه،
از جناب آقای اسماعیل پور رضا، ... از همان پدر مهربان و زحمت کش سریال "در خانه".
بی شک ایشان جزو فراموش شدگان سینما و تلویزیون هستند. ... آخرین باری که فیلمی با نقش آفرینی او دیدم،
۸-۹ سال پیش بود که سی دی فیلم سینمایی "خوابگاه دختران - ۱۳۸۳" به کارگردانی محمد حسین لطیفی بدستم رسید،
و آنرا تماشا کردم. ... در فیلم یاد شده، جناب پور رضا نقش کوتاهی داشت و پدر یکی از دخترها بود.
این فیلم البته سکانس تقریبن ترسناکی هم داشت اما از دید نگارنده، فیلم "شب بیست و نهم"،
همچنان تنهاترین فیلم ترسناک سینمای ایران و حتی جهان میباشد.
.
.
.
اسماعیل پوررضا
اسماعیل پوررضا زاده ١٣٢٨ در قصر شیرین و دارای مدرک دیپلم ادبی از دبیرستان هوشیار تهران است.
وی به مدت ٢ سال دوره آموزش عمومی تئاتر را در گروه هنر ملی گذراند. از فعالیتهای هنری او،
می توان به بازی در نمایشها و فیلمهای سینمایی، کارگردانی و بازی در مجموعه های تلویزیونی اشاره کرد.
او همچنین با کارگردانانی همچون بهرام بیضایی، محمود دولت آبادی، عباس جوانمرد، آشور بانی پال،
رضا ژیان، اسماعیل خلج، همایون شهنواز و حسین محجوب همکاری داشته است.
http://theater.ir/fa/artists.php?id=473
پی نوشت:
چقدر لوس و بی نمک بودند برخی از بازیگرنماهای سینمای ایران در عکسهای جشنواره ی فجر.
از کجا اینها را میاورند؟. ... این جشنواره، روزی روزگاری، شکوه و عظمت داشت! ....
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
سلام به دوستان گرامی
ممنونم از یادآوری شما.
اسماعیل پوررضا را بیشتر از همه در سریال "در خانه" به خاطر می آوریم. سبزی فروشی داشت و وقتی تصمیم گرفت چند صباحی برود جبهه، سه تا بچه ها تصمیم گرفتن در غیاب پدر، با همدیگه سبزی فروشی رو بگردونن و ماجراهای تازه...
یادش به خیر... شاید ما هم پیر شده ایم که فقط بازیگرهای زمان جوانی مان را می پسندیم. هنرمندهایی که با بازی هایشان زندگی کردیم و بزرگ شدیم، شاید همان لیست اسامی بلند بالایی باشد که در تیتراژ هزار برگ هزار رنگ دور هم جمع شده بودند. خیلی از آنها از دنیا رفته اند یا پیر شده اند و خیلی وقت است خبری ازشان نیست. جایشان را چهره های جدیدی گرفته اند که خیلی نمی فهمیم و نمی پسندیم.
یک نکته ی کوتاه هم به مطالب خوب شما در مورد اکبر عبدی و حاتمی کیا اضافه می کنم:
حاتمی کیا فیلم هایش را خط به خط بر اساس ماجراها و آدم های کاملا واقعی می سازد. قصه ساز و داستان پرداز نیست و تخیل قوی ندارد. در مصاحبه ی منتشر نشده ای تعریف کرده بود که از کرخه تا راین را به طور کامل بر اساس یک سرگذشت واقعی با همان آدم ها و ماجراها ساخت. حاج کاظم آژانس شیشه ای هم ماهیت بیرونی داشت و ما به ازای خارجی. همان اتفاق ها در یک مقطعی افتاده بود و صدایش را درنیاوردند. حاج کاظم واقعی حتی پشت صحنه ی فیلمبرداری آژانس هم حضور داشت.
راستی اسماعیل پوررضا امسال نقش کوچکی در یکی از فیلم ها داشت. اکبر عبدی هم دوباره نقش خانم بازی کرده بود.
8. ضمن تشکر مجدد از شما؛ بخصوص، برای یادآوری نقش کامل تر "آقا رضا"ی "در خانه"، بنده باز هم توجه شما رو به دیدن "Dog Day Afternoon" زنده یاد "سیدنی لومت"؛ که مربوط به پیش از انقلاب خودمونه، جلب می کنم تا متوجه شید کپی برداری خیلی خیلی بالاتر از "حاج کاظم" واقعی و این حرفا بوده.
59 نوشته است:Heidii نوشته است:
سلام به دوستان گرامی
ممنونم از یادآوری شما.
اسماعیل پوررضا را بیشتر از همه در سریال "در خانه" به خاطر می آوریم. سبزی فروشی داشت و وقتی تصمیم گرفت چند صباحی برود جبهه، سه تا بچه ها تصمیم گرفتن در غیاب پدر، با همدیگه سبزی فروشی رو بگردونن و ماجراهای تازه...
یادش به خیر... شاید ما هم پیر شده ایم که فقط بازیگرهای زمان جوانی مان را می پسندیم. هنرمندهایی که با بازی هایشان زندگی کردیم و بزرگ شدیم، شاید همان لیست اسامی بلند بالایی باشد که در تیتراژ هزار برگ هزار رنگ دور هم جمع شده بودند. خیلی از آنها از دنیا رفته اند یا پیر شده اند و خیلی وقت است خبری ازشان نیست. جایشان را چهره های جدیدی گرفته اند که خیلی نمی فهمیم و نمی پسندیم.
یک نکته ی کوتاه هم به مطالب خوب شما در مورد اکبر عبدی و حاتمی کیا اضافه می کنم:
حاتمی کیا فیلم هایش را خط به خط بر اساس ماجراها و آدم های کاملا واقعی می سازد. قصه ساز و داستان پرداز نیست و تخیل قوی ندارد. در مصاحبه ی منتشر نشده ای تعریف کرده بود که از کرخه تا راین را به طور کامل بر اساس یک سرگذشت واقعی با همان آدم ها و ماجراها ساخت. حاج کاظم آژانس شیشه ای هم ماهیت بیرونی داشت و ما به ازای خارجی. همان اتفاق ها در یک مقطعی افتاده بود و صدایش را درنیاوردند. حاج کاظم واقعی حتی پشت صحنه ی فیلمبرداری آژانس هم حضور داشت.
راستی اسماعیل پوررضا امسال نقش کوچکی در یکی از فیلم ها داشت. اکبر عبدی هم دوباره نقش خانم بازی کرده بود.
- خانم هایدی، ممنون هستم برای تمام مواردی که مطرح ساختید.
اتفاقن در اخبار سینمایی هم خوانده بودم که اکبر عبدی برای بار سوم ایفاگر نقش زن شده.
بهر حال بخاطر همان مسائل مادرزادی که گفته شد، ایشان جایگزینی ندارد، حتی در این سالها که سطح پایین آمده.
- راستش موردی را که میخواهم بگویم، همگی میدانیم و قبلن نیز صحبت شده بود در این رابطه.
اما خواهشمندم از همه ی یاران گرامی، که فایل تصویری زیر را دریافت کنند و یکبار ببینند!.
این فایل برای ماه گذشته هست و بتازگی تهیه شده. من واقعا با اینکه میدانستم در این رابطه،
اما باز شوکه شدم وقتی آنرا دیدم. ... اصلا کی به اینها مجوز میدهد؟.
یک نفر هست که مثلا مربی صدا سازی هست، ببینید که چقدر مسخره،
تمرین میدهد به آن شاگردانش که دلم برایشان خیلی سوخت،
سپس وقتی خودش صحبت میکند و بعد مثلن گویندگی، نه صدا دارد، نه بیان معمولی میداند،
تازه تیپ سازی هم بخیال خود میکند و همه ی این کارها، در حد نمایشها و تئاترهای دانش آموزی هست.
رئیس کل این افتضاحکده هم، که میدانم کلی از این کارها را با صدای خودش حرف میزند، اصلا صدا ندارد.
لطفن بگویید این افراد ناشی که فقط پیداست رو دارند، از کجا پیدایشان شده؟،
و چطور ۸ سال هست که به مسخره بازی ادامه میدهند، اما هیچ نهاد رسمی،
یعنی صدا و سیما و وزارت ارشاد، کنترل بر کیفیت بسیار پایین کارهای آنها ندارد؟.
آخر هر چیزی یک حدی دارد. ... این کانال یا آژانس خبری پرس تی وی هم،
اینها را بعنوان کارت ویزیت دوبله ی ایران نشان میدهد.
صدای دوبلورهای راستینی که از قدیم باقی ماندند،
و همچنین زنده یادان: ناظریان، آژیر و معمار زاده کجا!،
و این بی هنرها کجا!.
http://s5.picofile.com/file/8113203334/ChertoPert.rar.html
(باور کنید که این جریان ها، همگی از یک سویی تغذیه میشود،
وگرنه الکی نیست که یک نفر بیاید ۸ سال پیش، یک موسسه با چنین سطح پایینی بزند،
سپس کارهایش را همه جا پخش کنند، تلویزیون هم نشان دهد و تازه کلی هم جایزه بگیرد).
http://fa.wikipedia.org/wiki/انجمن_گویندگان_جوان_(گلوری)
.
.
.
9. "59" عزیز، فایل رو دانلود کردم، دیدم و کلی تأسف خوردم.
واقعاً از همون آغاز دهه ی 80 سینما، دوبله، فیلمسازی و همه چی رفته زیر سؤال.
صحبت کردن این یارو؛ که، حتا اسمش برام مهم نیست، می دونی منو یاد چی انداخت؟
"عمو خسرو" در "این چند نفر" ("هژیرها")؛ که، خودش حرف زدن بلد نبود؛ اما، کلاس گذاشته بود و اومد روی تخته نوشت: "فهن بیان"!
10. پیش تر هم گفته م لازمه ی استخدام در شرکت مجلل "گلوری":
توانایی حرف زدن و لال نبودن (همین قدر کافیه) + ترجمه در حد این که معنی کلمه ها پیدا شن + اضافه کردن کلمه ی "گنده بک" در هر صفحه ی ترجمه + اضافه کردن لهجه های ترکی و رشتی و آبادانی برای نقش ها. مهم نیست نقش کیه و چیه؛ اما، باید این لهجه ها باشن تا بیننده به کار بخنده!
وای به این "هنرمندا"! متأسفم.
Emiliano- تعداد پستها : 1670
Join date : 2009-09-12
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
امیر جان با درود.
سپاسگزارم برای تمامی نکات و مطالبی که مطرح ساختید.
با اجازه از شما، پاسخ به هر سه بخش، یکجا تقدیم میشود.
- راستنش موفق به خواندن مصاحبه با استاد روحانی نشدم،
چرا که اندازه ی صفحه ها کوچک هست و بزرگ نمایی هم که میکنیم،
چون اندازه ی اصلی اسکن رو بزرگ انجام ندادن، رزولیشن کار بهم میریزه.
به هر حال هم از سایت "پیکان جوانان" و هم از شما امیر جان، سپاسگزارم.
- ببینید، آهنگ (ورژن سلامتی ...)، همونطور که گفتم،
من رو یاد موسیقیهای متن استفاده شده در فیلم ممل امریکایی انداخت،
اما تشخیصم درست نبود و آنجا نبود. ولی در کل آن ملودی،
یادآور موسیقی استفاده شده در یکی از فیلمهای دهه ی پنجاه هست.
نمیدانم، شاید هم اشتباه میکنم و گوشم گول میخورد (لبخند).
- کاملن هم دیدگاه هستم. من هم از آهنگ "تولد مبارک" خوشم نمیآید.
کلا با پروسه ی تولد مشکل دارم (لبخند). از روز تولدم هم خوشم نمیآید.
در مجموع، مشکل روحی دارم و نرمال نیستم، چون ۹۹ درصد انسانها،
در روز تولدشان خوشحالند، اما من در روز خودم، ناراحت.
"زیگموند فروید"، روانشناس و دانشمند پرآوازه ی آلمانی بدرستی میگوید:
"دنیا یک دیوانه خانه ی بزرگ است و ما انسانها دیوانگان آنجا".
البته دور از جان شما و همگی اهالی فروم رویایی. ... درباره ی خودم گفتم.
- امیر جان، نسخه ی کامل "تازه نفس ها" در لامپ تصویر هست، و پارسال خلاصهای از آن،
و همچنین پستی در رابطه با این مستند تقدیم کرده بودیم که در جریان هستید کاملن.
- بهتر میدونید، که چند فیلم اول مخملباف، ساختارهای خیلی خوبی داشتند.
بعدن یگهو همه چیز عوض شد و بگفته ی خوب شما، "۲۰ فیلمش مربوط به ۲۰ آدم مختلفه"!.
اینها را ایجاد میکنند، تا فیلمساز خودی داشته باشند. کمکشان میکنند با افراد دیگری که کار بلد هستند،
اما نام آنها را بزرگ میکنند. سپس پس از مدتی، آن افرادی که باد شده اند، سرکش میشوند،
فکر میکنند که واقعن خبری بوده، حال آنکه نمیدانند که دستهایی ایشان را میگردانده،
درست همانند تئاتر عروسکی. ... برای همین هست که وقتی رها میشوند و مستقل واقعی،
دیگر فیلمشان دیدنی نیست، چون اصلن اینکاره نبودند از اول. ... البته شماره ی ۲ آن فرد،
چند سال پیش باز ایجاد شد.
- من هم فیلم پیام را هیچگاه کامل ندیدم. احساس غریبی و خودی نبودن میکنم.
در ضمن، اول فیلم، پادشاه سرزمین پارس ما، هیچوقت نمیتوانسته اینگونه بی ادب و بی فرهنگ،
نامه را پاره کند. اتفاقن روایتهای دیگری هست که او، به آرامی به پیک میگوید،
که مهمان ما باشید، اما حرف تازه ای در نامه ی شما نمیبینم، ما سالهاست که پیرو راستی و آرامش هستیم.
- بله، اشاره ی خوبی داشتید. ... اسماعیل پوررضا در هاچین و واچین هم بازی داشت.
- یک مورد پرانتزی هم اینکه، به هر حال، آژانس شیشه ای، ساختار خوبی داشت. اما آن گانگستر بازی،
از سوی یک مبارز واقعی جنگ، ...، نمیدانم، شاید هم موردش پیش بیاید، طرف آنگونه واکنش نشان دهد.
حالا اصلا پرسش من اینست، مبارز واقعی کیست؟. در کل کسی که جنگ کرده، حتما روحیه ی خشن دارد،
و میتواند آنرا در موقعیتهای مختلف استفاده کند. در ضمن، یاد بجایی داشتید از "بعد از ظهر سگی سگی".
بسیار فیلم خوبیست. ... دوبله اش هم حرف ندارد، ... صدای آن سالهای خسرو خسروشاهی ....
- مطمئن باشید که آن مسخره کده، یا چرت و پرت کده، از جایی تغذیه میشود.
خیلی ناشی هستند. ... من جسته و گریخته و از روی کنجکاوی،
بسیاری از نمونههای صدا گذاری ضعیف و سطح پایینشان را شنیده ام،
باور کنید که آن لهجهها که انجام میدن، اصلا نمیتونه سبب خنده ی مخاطب بشه.
- خواهش میکنم امیر جان، لطف دارید. من راستش خوشم آمد از نیک و نیکوی سه بعدی،
این شد که کمی جستجو کردم تا به تاریخچه ی ساخت آن از اپتدا برسیم. ... اگر هم قبلن در فروم،
در اینباره اطلاع رسانی شده بوده، پوزش میخواهم و حتمن پیشتر از سه سال پیش گفته شده که من افتخار عضویت نداشتم،
و برای همین گمان میکردم که میتوانم در مورد تاریخچه ی ساخت کارتون های "مایا زنبور عسل"، اطلاع رسانی داشته باشم.
.
.
.
سلامت باشید.
اين مطلب آخرين بار توسط 59 در الخميس فبراير 13, 2014 1:31 pm ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
درود
عکس مجری قدیمی اخبار ورزشی تلویزیون دهه شصت
آقای طبسی نژاد (نفر وسط )
منبع : http://kavirtabas.persianblog.ir/post/127/
عکس مجری قدیمی اخبار ورزشی تلویزیون دهه شصت
آقای طبسی نژاد (نفر وسط )
منبع : http://kavirtabas.persianblog.ir/post/127/
arman- تعداد پستها : 31
Join date : 2011-06-10
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
arman نوشته است:
درود
عکس مجری قدیمی اخبار ورزشی تلویزیون دهه شصت
آقای طبسی نژاد (نفر وسط )
منبع : http://kavirtabas.persianblog.ir/post/127/
عالی بود، عالی. ... من دقیقا نزدیک به سه ماه پیش،
بدنبال نام و عکسی از ایشان بودم. ... عنوان کردم که مجری اخبار ورزشی بود ...
(تصویر آن دو پست):
https://koodaki-nojavani.forumfa.net/t24p480-topic
بسیار ممنونم از عکسی که قرار دادید. عالی بود. سلامت باشید.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
9 نوشته است:arman نوشته است:
درود
عکس مجری قدیمی اخبار ورزشی تلویزیون دهه شصت
آقای طبسی نژاد (نفر وسط )
منبع : http://kavirtabas.persianblog.ir/post/127/
عالی بود، عالی. ... من دقیقا نزدیک به سه ماه پیش،
بدنبال نام و عکسی از ایشان بودم. ... عنوان کردم که مجری اخبار ورزشی بود ...
(تصویر آن دو پست):
https://koodaki-nojavani.forumfa.net/t24p480-topic
بسیار ممنونم از عکسی که قرار دادید. عالی بود. سلامت باشید.
خواهش می کنم دوست عزیز .
اتفاقاً من هم چند روز قبل با دانلود تیتراژ اخبار ورزشی که شما گذاشته بودین یاد ایشون افتادم و چون اسمشون رو هم می دونستم عکسشون پیدا کردم. من فکر می کنم ایشون اهل طبس (خراسان جنوبی ) هم هستند . ولی اطلاع ندارم که الان ساکن کجان . تو سایت منبع هم فقط در مورد برادرشون که ساکن کانادست صحبت شده است .
اين مطلب آخرين بار توسط arman در الخميس فبراير 13, 2014 2:25 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
arman- تعداد پستها : 31
Join date : 2011-06-10
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
arman نوشته است:
خواهش می کنم دوست عزیز .
اتفاقاً من هم چند روز با دانلود تیتراژ اخبار ورزشی که شما گذاشته بودین یاد ایشون افتادم و چون اسمشون رو هم می دونستم عکسشون پیدا کردم. من فکر می کنم ایشون اهل طبس (خراسان جنوبی ) هم هستند . ولی اطلاع ندارم که الان ساکن کجان . تو سایت منبع هم فقط در مورد برادرشون که ساکن کانادست صحبت شده است.
آرمان گرامی،
بازهم سپاسگزار شما هستم.
سلامت باشید.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
سلام دوستان،
من فقط از خویشتند اری شما در عجبم.
واقعا باید از شما درس بگیرم و خودم رو کنترل کنم.
چونکه در تمام پستهایی که درباره "انجمن گویندگان جوان" هست از واژه "گلوری" هم استفاده کردین.
اعتراف می کنم که من به اندازه شما صبر و تحمل ندارم و اگر یک ذره انزجار شما در وجودم بود بدون تردید جای گاف رو با لام عوض می کردم و عمدا اونرو "لگوری" می نامیدم.
کاش من یکم خویشتندارتر بودم و از استعدادی بهره می بردم که به "فهن بیان" مشهور هست.
من فقط از خویشتند اری شما در عجبم.
واقعا باید از شما درس بگیرم و خودم رو کنترل کنم.
چونکه در تمام پستهایی که درباره "انجمن گویندگان جوان" هست از واژه "گلوری" هم استفاده کردین.
اعتراف می کنم که من به اندازه شما صبر و تحمل ندارم و اگر یک ذره انزجار شما در وجودم بود بدون تردید جای گاف رو با لام عوض می کردم و عمدا اونرو "لگوری" می نامیدم.
کاش من یکم خویشتندارتر بودم و از استعدادی بهره می بردم که به "فهن بیان" مشهور هست.
Mihakralj- تعداد پستها : 169
Join date : 2012-04-15
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
59 نوشته است:
امیر جان با درود.
سپاسگزارم برای تمامی نکات و مطالبی که مطرح ساختید.
با اجازه از شما، پاسخ به هر سه بخش، یکجا تقدیم میشود.
- راستنش موفق به خواندن مصاحبه با استاد روحانی نشدم،
چرا که اندازه ی صفحه ها کوچک هست و بزرگ نمایی هم که میکنیم،
چون اندازه ی اصلی اسکن رو بزرگ انجام ندادن، رزولیشن کار بهم میریزه.
به هر حال هم از سایت "پیکان جوانان" و هم از شما امیر جان، سپاسگزارم.
- ببینید، آهنگ (ورژن سلامتی ...)، همونطور که گفتم،
من رو یاد موسیقیهای متن استفاده شده در فیلم ممل امریکایی انداخت،
اما تشخیصم درست نبود و آنجا نبود. ولی در کل آن ملودی،
یادآور موسیقی استفاده شده در یکی از فیلمهای دهه ی پنجاه هست.
نمیدانم، شاید هم اشتباه میکنم و گوشم گول میخورد (لبخند).
- کاملن هم دیدگاه هستم. من هم از آهنگ "تولد مبارک" خوشم نمیآید.
کلا با پروسه ی تولد مشکل دارم (لبخند). از روز تولدم هم خوشم نمیآید.
در مجموع، مشکل روحی دارم و نرمال نیستم، چون ۹۹ درصد انسانها،
در روز تولدشان خوشحالند، اما من در روز خودم، ناراحت.
"زیگموند فروید"، روانشناس و دانشمند پرآوازه ی آلمانی بدرستی میگوید:
"دنیا یک دیوانه خانه ی بزرگ است و ما انسانها دیوانگان آنجا".
البته دور از جان شما و همگی اهالی فروم رویایی. ... درباره ی خودم گفتم.
- امیر جان، نسخه ی کامل "تازه نفس ها" در لامپ تصویر هست، و پارسال خلاصهای از آن،
و همچنین پستی در رابطه با این مستند تقدیم کرده بودیم که در جریان هستید کاملن.
- بهتر میدونید، که چند فیلم اول مخملباف، ساختارهای خیلی خوبی داشتند.
بعدن یگهو همه چیز عوض شد و بگفته ی خوب شما، "۲۰ فیلمش مربوط به ۲۰ آدم مختلفه"!.
اینها را ایجاد میکنند، تا فیلمساز خودی داشته باشند. کمکشان میکنند با افراد دیگری که کار بلد هستند،
اما نام آنها را بزرگ میکنند. سپس پس از مدتی، آن افرادی که باد شده اند، سرکش میشوند،
فکر میکنند که واقعن خبری بوده، حال آنکه نمیدانند که دستهایی ایشان را میگردانده،
درست همانند تئاتر عروسکی. ... برای همین هست که وقتی رها میشوند و مستقل واقعی،
دیگر فیلمشان دیدنی نیست، چون اصلن اینکاره نبودند از اول. ... البته شماره ی ۲ آن فرد،
چند سال پیش باز ایجاد شد.
- من هم فیلم پیام را هیچگاه کامل ندیدم. احساس غریبی و خودی نبودن میکنم.
در ضمن، اول فیلم، پادشاه سرزمین پارس ما، هیچوقت نمیتوانسته اینگونه بی ادب و بی فرهنگ،
نامه را پاره کند. اتفاقن روایتهای دیگری هست که او، به آرامی به پیک میگوید،
که مهمان ما باشید، اما حرف تازه ای در نامه ی شما نمیبینم، ما سالهاست که پیرو راستی و آرامش هستیم.
- بله، اشاره ی خوبی داشتید. ... اسماعیل پوررضا در هاچین و واچین هم بازی داشت.
- یک مورد پرانتزی هم اینکه، به هر حال، آژانس شیشه ای، ساختار خوبی داشت. اما آن گانگستر بازی،
از سوی یک مبارز واقعی جنگ، ...، نمیدانم، شاید هم موردش پیش بیاید، طرف آنگونه واکنش نشان دهد.
حالا اصلا پرسش من اینست، مبارز واقعی کیست؟. در کل کسی که جنگ کرده، حتما روحیه ی خشن دارد،
و میتواند آنرا در موقعیتهای مختلف استفاده کند. در ضمن، یاد بجایی داشتید از "بعد از ظهر سگی سگی".
بسیار فیلم خوبیست. ... دوبله اش هم حرف ندارد، ... صدای آن سالهای خسرو خسروشاهی ....
- مطمئن باشید که آن مسخره کده، یا چرت و پرت کده، از جایی تغذیه میشود.
خیلی ناشی هستند. ... من جسته و گریخته و از روی کنجکاوی،
بسیاری از نمونههای صدا گذاری ضعیف و سطح پایینشان را شنیده ام،
باور کنید که آن لهجهها که انجام میدن، اصلا نمیتونه سبب خنده ی مخاطب بشه.
- خواهش میکنم امیر جان، لطف دارید. من راستش خوشم آمد از نیک و نیکوی سه بعدی،
این شد که کمی جستجو کردم تا به تاریخچه ی ساخت آن از اپتدا برسیم. ... اگر هم قبلن در فروم،
در اینباره اطلاع رسانی شده بوده، پوزش میخواهم و حتمن پیشتر از سه سال پیش گفته شده که من افتخار عضویت نداشتم،
و برای همین گمان میکردم که میتوانم در مورد تاریخچه ی ساخت کارتون های "مایا زنبور عسل"، اطلاع رسانی داشته باشم.
.
.
.
سلامت باشید.
1. بله، متأسفانه. کیفیت صفحات مجلات "پیکان جوانان" به صورت جی پگ (JPG) اصلاً خوب نیست و من مجبور شدم اون فرمت رو دانلود کنم؛ اما، اگه شما، این شماره ی 700 "زن روز" یا هر مجله ی دیگه ای رو به صورت پی دی اف (PDF) دانلود کنید، موفق خواهید شد به کیفیت بسیار بهتری برسید:
http://www.javanan56.com/13059/7000700.pdf
2. در مورد روز تولد، من هم مث شمام. چیز عجیبی نیست.
و ضمناً بنده هم از دوستداران "زیگموند فروید" هستم. خیلی کارش درست بود این بشر.
3. بله، "59" عزیز. از روز 22 بهمن، سرعت اینترنت وحشتناک پایین اومده. امیدوارم موقتی باشه.
دیروز با کلی بدبختی و گذر از سدها، با اون سرعت افتضاح و باز به علت دور زدن، سرعتی چند درصد پایین تر، از YT "تازه نفس ها"ی کامل رو گرفتم، با بالاترین کیفیت موجود؛ اما، این کیفیت به یک دهم کیفیت تلویزیون هم نمی رسه! خیلی دیپرس شدم؛ اما، با این حال نگهش داشته م فعلاً و با این که همه شو دیدم و خیلی هم لذت بردم؛ اما، کیفیت بدش آزارم می ده.
در مورد این که شما سال گذشته بهترین خلاصه شو گذاشتید، کاملاً یادم بود و دستتون هم درد نکنه.
4. در مورد "محسن مخملباف" با سطر سطر نوشته هاتون موافقم. دقیقاً همین طوره و نشون می ده این افراد از اول هیچچچی نبوده ن، هیچی. (با احترام به کسانی که این آقا رو بزرگ و بت می دونن، نظر بنده این بود.)
5. بله. بنده با زیبا بودن این فیلم و بومی بودنش مشکلی ندارم و همچنین خشونت اون افراد، طبیعیه. بنده فقط گفتم فیلم کپی تقریباً نعل به نعل یه فیلم هالیوودیه و اون افراد مبارز خیلی اهل وراجی نیستن؛ اما، عمل، چرا.
6. چرا این افراد فک می کنن با بازی با لهجه ها یا نشون دادن یه فرد خیلی لاغر یا خیلی دراز یا خیلی کوتول یا چاق یا عینکی، ملت باید بخندن؟ من از وقتی قد یه نخود بودم، این همیشه واسه م سؤال بود و فیلم ها رو به چالش می کشیدم!
7. اختیار دارید، دوست من. شما صاحب اینجا هستید. راستش به شخصه؛ همون طور که، بارها هم اشاره کرده م خیلی اهل حواشی و اطلاعات جانبی مث شما یا "افشین" نیستم و فقط با دیدن عکس، شنیدن موسیقی یا دیدن بعضی قسمت ها؛ که، به شخصه از اون ها خاطره دارم لذت می برم؛ اما، همیشه این همه کنجکاوی حاشیه بازها برام محترم و جالب بوده و گاهی بهتون غبطه هم می خورم. موفق باشید، دوست عزیزم.
Emiliano- تعداد پستها : 1670
Join date : 2009-09-12
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
Emiliano نوشته است:
1. بله، متأسفانه. کیفیت صفحات مجلات "پیکان جوانان" به صورت جی پگ (JPG) اصلاً خوب نیست و من مجبور شدم اون فرمت رو دانلود کنم؛ اما، اگه شما، این شماره ی 700 "زن روز" یا هر مجله ی دیگه ای رو به صورت پی دی اف (PDF) دانلود کنید، موفق خواهید شد به کیفیت بسیار بهتری برسید:
http://www.javanan56.com/13059/7000700.pdf
2. در مورد روز تولد، من هم مث شمام. چیز عجیبی نیست.
و ضمناً بنده هم از دوستداران "زیگموند فروید" هستم. خیلی کارش درست بود این بشر.
3. بله، "59" عزیز. از روز 22 بهمن، سرعت اینترنت وحشتناک پایین اومده. امیدوارم موقتی باشه.
دیروز با کلی بدبختی و گذر از سدها، با اون سرعت افتضاح و باز به علت دور زدن، سرعتی چند درصد پایین تر، از YT "تازه نفس ها"ی کامل رو گرفتم، با بالاترین کیفیت موجود؛ اما، این کیفیت به یک دهم کیفیت تلویزیون هم نمی رسه! خیلی دیپرس شدم؛ اما، با این حال نگهش داشته م فعلاً و با این که همه شو دیدم و خیلی هم لذت بردم؛ اما، کیفیت بدش آزارم می ده.
در مورد این که شما سال گذشته بهترین خلاصه شو گذاشتید، کاملاً یادم بود و دستتون هم درد نکنه.
4. در مورد "محسن مخملباف" با سطر سطر نوشته هاتون موافقم. دقیقاً همین طوره و نشون می ده این افراد از اول هیچچچی نبوده ن، هیچی. (با احترام به کسانی که این آقا رو بزرگ و بت می دونن، نظر بنده این بود.)
5. بله. بنده با زیبا بودن این فیلم و بومی بودنش مشکلی ندارم و همچنین خشونت اون افراد، طبیعیه. بنده فقط گفتم فیلم کپی تقریباً نعل به نعل یه فیلم هالیوودیه و اون افراد مبارز خیلی اهل وراجی نیستن؛ اما، عمل، چرا.
6. چرا این افراد فک می کنن با بازی با لهجه ها یا نشون دادن یه فرد خیلی لاغر یا خیلی دراز یا خیلی کوتول یا چاق یا عینکی، ملت باید بخندن؟ من از وقتی قد یه نخود بودم، این همیشه واسه م سؤال بود و فیلم ها رو به چالش می کشیدم!
7. اختیار دارید، دوست من. شما صاحب اینجا هستید. راستش به شخصه؛ همون طور که، بارها هم اشاره کرده م خیلی اهل حواشی و اطلاعات جانبی مث شما یا "افشین" نیستم و فقط با دیدن عکس، شنیدن موسیقی یا دیدن بعضی قسمت ها؛ که، به شخصه از اون ها خاطره دارم لذت می برم؛ اما، همیشه این همه کنجکاوی حاشیه بازها برام محترم و جالب بوده و گاهی بهتون غبطه هم می خورم. موفق باشید، دوست عزیزم.
با درود خدمت تمام یاران گرامی.
- امیر جان ممنون هستم برای مجله ی "زن روز"، دریافت کردم.
چقدر هم اسکن صفحه هاتش خوب و با کیفیت هست.
از سایت "پیکان جوانان" باز هم سپاسگزارم.
- امیدوارم که سرعت اینترنت به حالت همیشگی بازگرده
و اعصاب خوردی نداشته باشید سر این مساله. ... درکتون میکنم.
- بله، اون مورد کپی بودن آژانس رو، کاملن هم دیدگاه هستم با شما،
و مواردی گفتم، همگی در ادامه ی صحبتهای بجا و درست شما بود.
- سپاسگزارم از دیدگان مهر شما، ... شاگرد کوچک شما و یاران ارجمند هستم.
.
.
.
خدمت شما و تمام یاران گرامی بگویم که، راستش از پریروز که آن گزارش ناراحت کننده،
از لگدمال شدن هنر درخشان دوبله توسط آن گروهک و بویژه صدا گذاری ناشیانه ی "شرک"،
توسط آن جوان و مدرس! را دیدم، خیلی بیاد هنایش صدا و فروتنی شخصیت یکی از گوهرهای
دوران درخشان دوبله ی ایران میافتم. ... نمیدانم که از چه رو، صدای این بزرگوار دائمن برایم تداعی میشود!،
... شاید روح ایشان نیز از شرایط فعلی بدرد آمده.
این ویدیو، تنها مصاحبه ی تصویری بجا مانده با استاد زنده یاد حسین معمارزاده هست که ۲-۳ سال پیش،
قسمت کوتاهی از آنرا که البته کیفیت تصویری اش خوب نبود، در فروم رویایی قرار دادیم.
فایل تصویری زیر، نسخه ی کامل آن مصاحبه با کیفیت مناسب تصویری هست که مربوط به سری اول "صداهای ماندگار"
با استاد معمار زاده میباشد و برای اولین بار در اینترنت، و تنها در این فروم رویایی، تقدیم و پخش میگردد.
صدای گویندگان راستینی همچون حسین معمارزاده، ایرج ناظریان، جلال مقامی، منوچهر زمانی،
و دیگر بزرگانی که از نسل قبلی دوبله بجای مانده اند، دیگر بسان افسانه ای دور میباشد.
مصاحبه ی تصویری با زنده یاد "استاد حسین معمار زاده (۱۳۱۸ - ۱۳۷۵)" / "سال مصاحبه: ۱۳۷۳ یا ۷۴" / (نسخه ی کامل):
http://s5.picofile.com/file/8113398750/Ostad_Hosein_MemarZade_1373_.rar.html
.
.
.
http://www.parsine.com/fa/news/115777/نگاهی-به-زندگی-حسین-معمارزاده-دوبلور-صداهای-خاطره-انگیز
http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004225716
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
quote="Emiliano"
ای بابا.ما مخلص همه بچه های فروم هستیم. این بحث ها مثل بحثهای طلبگی میمونه...به دل نگیرید....[/quote]59 نوشته است:[color=#3333cc][size=15][b]
ت.
اما، این ها همه رو نوشتم که عرض کنم بحث روی بازیگرا؛ که، باعث شه دل دوستی بشکنه، زیاد جالب نیست. "59" عزیز حق زیادی به گردن این انجمن دارن و شما چرا این همه زحمتی رو که ایشون کشیده و می کشه نمی بینین و یهو گیر دادید به این که "پورسرخ" با ایشون نسبتی داره. بر فرض هم این طور باشه؛ که، مطمئنم نیست، این نوشته ی ایشون چه تبلیغی می تونه برای "پورسرخ" باشه؟
به نظر من، نذاریم جو خوب و زیبای دوستی ها تو انجمن به هم بخوره. ممنون از توجهتون.
slevin(HAMID- تعداد پستها : 129
Join date : 2010-08-11
Age : 41
آدرس پستي : تهران
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
سبزی فروشی!!! دقت کردین شخصیتهای فیلمها و برنامه های دهه شصت چقدر ملموس و خودمونی بودند... حالا تمام سریالها و فیلمها شده چندتا خونه لوکس و آدم هایی که یا دکترن یا مدیر شرکت....واقعا راز جاودانگی دهه شصت همین چیزهاست... همه چیز از جنس هم بود...اختلاف طبقاتی نبود...همه مردم مثل هم بودند...ما تو کوچمون نه هیچکس ماشین داشت نه تلفن نه... همه مثل هم اما الان یکی پراید یکی bmw x3...بهر حال موفق باشیدHeidii نوشته است:59 نوشته است:
همراهان ارجمند، راستش مدتها بود که میخواستم یادی داشته باشیم هر چند کوتاه،
از جناب آقای اسماعیل پور رضا، ... از همان پدر مهربان و زحمت کش سریال "در خانه".
بی شک ایشان جزو فراموش شدگان سینما و تلویزیون هستند. ... آخرین باری که فیلمی با نقش آفرینی او دیدم،
۸-۹ سال پیش بود که سی دی فیلم سینمایی "خوابگاه دختران - ۱۳۸۳" به کارگردانی محمد حسین لطیفی بدستم رسید،
و آنرا تماشا کردم. ... در فیلم یاد شده، جناب پور رضا نقش کوتاهی داشت و پدر یکی از دخترها بود.
این فیلم البته سکانس تقریبن ترسناکی هم داشت اما از دید نگارنده، فیلم "شب بیست و نهم"،
همچنان تنهاترین فیلم ترسناک سینمای ایران و حتی جهان میباشد.
.
.
.
اسماعیل پوررضا
اسماعیل پوررضا زاده ١٣٢٨ در قصر شیرین و دارای مدرک دیپلم ادبی از دبیرستان هوشیار تهران است.
وی به مدت ٢ سال دوره آموزش عمومی تئاتر را در گروه هنر ملی گذراند. از فعالیتهای هنری او،
می توان به بازی در نمایشها و فیلمهای سینمایی، کارگردانی و بازی در مجموعه های تلویزیونی اشاره کرد.
او همچنین با کارگردانانی همچون بهرام بیضایی، محمود دولت آبادی، عباس جوانمرد، آشور بانی پال،
رضا ژیان، اسماعیل خلج، همایون شهنواز و حسین محجوب همکاری داشته است.
http://theater.ir/fa/artists.php?id=473
پی نوشت:
چقدر لوس و بی نمک بودند برخی از بازیگرنماهای سینمای ایران در عکسهای جشنواره ی فجر.
از کجا اینها را میاورند؟. ... این جشنواره، روزی روزگاری، شکوه و عظمت داشت! ....
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
سلام به دوستان گرامی
ممنونم از یادآوری شما.
اسماعیل پوررضا را بیشتر از همه در سریال "در خانه" به خاطر می آوریم. سبزی فروشی داشت و وقتی تصمیم گرفت چند صباحی برود جبهه، سه تا بچه ها تصمیم گرفتن در غیاب پدر، با همدیگه سبزی فروشی رو بگردونن و ماجراهای تازه...
یادش به خیر... شاید ما هم پیر شده ایم که فقط بازیگرهای زمان جوانی مان را می پسندیم. هنرمندهایی که با بازی هایشان زندگی کردیم و بزرگ شدیم، شاید همان لیست اسامی بلند بالایی باشد که در تیتراژ هزار برگ هزار رنگ دور هم جمع شده بودند. خیلی از آنها از دنیا رفته اند یا پیر شده اند و خیلی وقت است خبری ازشان نیست. جایشان را چهره های جدیدی گرفته اند که خیلی نمی فهمیم و نمی پسندیم.
یک نکته ی کوتاه هم به مطالب خوب شما در مورد اکبر عبدی و حاتمی کیا اضافه می کنم:
حاتمی کیا فیلم هایش را خط به خط بر اساس ماجراها و آدم های کاملا واقعی می سازد. قصه ساز و داستان پرداز نیست و تخیل قوی ندارد. در مصاحبه ی منتشر نشده ای تعریف کرده بود که از کرخه تا راین را به طور کامل بر اساس یک سرگذشت واقعی با همان آدم ها و ماجراها ساخت. حاج کاظم آژانس شیشه ای هم ماهیت بیرونی داشت و ما به ازای خارجی. همان اتفاق ها در یک مقطعی افتاده بود و صدایش را درنیاوردند. حاج کاظم واقعی حتی پشت صحنه ی فیلمبرداری آژانس هم حضور داشت.
راستی اسماعیل پوررضا امسال نقش کوچکی در یکی از فیلم ها داشت. اکبر عبدی هم دوباره نقش خانم بازی کرده بود.
slevin(HAMID- تعداد پستها : 129
Join date : 2010-08-11
Age : 41
آدرس پستي : تهران
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
آواز تهران - ۱۳۷۰
کارگردان: کامران قدکچیان
نویسنده: نادر مقدس
مدیر فیلمبرداری: عظیم جوانروح
موسیقی: فریبرز لاچینی
عکس: حسین فرح بخش
بازیگران: ابوالفضل پورعرب، بیژن امکانیان، فریبا کوثری،
چنگیز وثوقی، مرتضی ضرابی، زنده یاد رضا کرم رضایی و ....
تدوین: مهدی رجاییان، کامران قدکچیان
ژانر: اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۷۰
فیلم کامل "آواز تهران - ۱۳۷۰" در یک فایل:
http://elmond.persiangig.com/Avaaze%20Tehran-1370.FLV
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
ممنون از شما59 نوشته است:
آواز تهران - ۱۳۷۰
کارگردان: کامران قدکچیان
نویسنده: نادر مقدس
مدیر فیلمبرداری: عظیم جوانروح
موسیقی: فریبرز لاچینی
عکس: حسین فرح بخش
بازیگران: ابوالفضل پورعرب، بیژن امکانیان، فریبا کوثری،
چنگیز وثوقی، مرتضی ضرابی، زنده یاد رضا کرم رضایی و ....
تدوین: مهدی رجاییان، کامران قدکچیان
ژانر: اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۷۰
فیلم کامل "آواز تهران - ۱۳۷۰" در یک فایل:
http://elmond.persiangig.com/Avaaze%20Tehran-1370.FLV
.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.
1-اتفاقا من حدود سه سال پیش خیلی دنبال این فیلم نوستالژیک بودم...رفتم موسسه رسانه های تصویری گفتم شما چرا فیلمای قدیمی رو ندارین؟ گفت چی مثلا...در نهایت ناامیدی گفتم "آواز تهران" و یکهو سی دی شو گذاشت جلوم ..انگار دنیا رو دادن بهم... خاطاتم زنده شد...یادمه لحظه به لحظش جلو چشمم بود و دوران خوب سال 1370 که این فیلم رو دیدم.
2-جدیدا یه فیلم ساختن به نام "نازنین" و کلی تماشاگر داشت و جالبه که کاملا فیلمنامه "آواز تهران" رو دوباره سازی کردند...تمام شخصیتها و صحنه ها و کارها...فقط شغل "نوار فیلم فروشی" تبدیل شده به مواد مخدر فروشی...
اما مهمترین تفاوت این فیلم که متاسفانه تماشاگران امروزی نمی تونند درکش کنند اینه که....بازی ابوالفضل پورعرب و بیژن امکانیان و جهانگیر فروهر و چنگیز وثوق کجا و این بازیگر جدیدا کجا...فریبا کوثری کجا سحر قریش کجا...
صحنه های خیابانها و خانه های دهه شصت کجا ...اینا کجا
دلم خیلی گرفت..
موفق باشید
slevin(HAMID- تعداد پستها : 129
Join date : 2010-08-11
Age : 41
آدرس پستي : تهران
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
slevin(HAMID نوشته است:
ممنون از شما
1-اتفاقا من حدود سه سال پیش خیلی دنبال این فیلم نوستالژیک بودم...رفتم موسسه رسانه های تصویری گفتم شما چرا فیلمای قدیمی رو ندارین؟ گفت چی مثلا...در نهایت ناامیدی گفتم "آواز تهران" و یکهو سی دی شو گذاشت جلوم ..انگار دنیا رو دادن بهم... خاطاتم زنده شد...یادمه لحظه به لحظش جلو چشمم بود و دوران خوب سال 1370 که این فیلم رو دیدم.
2-جدیدا یه فیلم ساختن به نام "نازنین" و کلی تماشاگر داشت و جالبه که کاملا فیلمنامه "آواز تهران" رو دوباره سازی کردند...تمام شخصیتها و صحنه ها و کارها...فقط شغل "نوار فیلم فروشی" تبدیل شده به مواد مخدر فروشی...
اما مهمترین تفاوت این فیلم که متاسفانه تماشاگران امروزی نمی تونند درکش کنند اینه که....بازی ابوالفضل پورعرب و بیژن امکانیان و جهانگیر فروهر و چنگیز وثوق کجا و این بازیگر جدیدا کجا...فریبا کوثری کجا سحر قریش کجا...
صحنه های خیابانها و خانه های دهه شصت کجا ...اینا کجا
دلم خیلی گرفت..
موفق باشید.
حمید خان با درود خدمت شما، خواهش میکنم، لطف دارید.
به نکات خوبی اشاره داشتید. من هم در نیمه ی دهه ی هفتاد،
این فیلم رو بارها و بارها میگرفتم از ویدیو کلوپ محل، و نگاه میکردم.
همانگونه که شما و دیگر همراهانی که فیلم را دیده اند در جریان هستید و بیاد دارید،
در یکی از سکانسهای داخلی، "امکانیان" و "پور عرب"، باهم در خانه حضور دارند.
بیژن امکانیان مشغول نگاه کردن فیلمهای خود که به دیگران اجاره میدهد هست و به ترتیب،
نوارهای VHS را بداخل دستگاه ویدیو قرار میدهد و کمی از هر کدام را نگاه میکند.
میرسد به فیلمی که روی آن نوشته شده "پلنگ صورتی"!. ... با لبخندی کودکانه،
آنرا بداخل دستگاه میگذارد. ... در اپتدای نوار، کمی از کارتون پلنگ صورتی ضبط شده،
که به بیننده نیز نشان داده میشود. ... پس از چند ثانیه، موسیقی پلنگ صورتی،
تبدیل به آهنگ یک شوی خارجی میشود و ما که حال دیگر فقط کلوز آپ از امکانیان را میبینیم،
متوجه تغییر چهره ی او بخاطر آنچه در حال پخش هست میشویم، اما این پایان کار نیست،
چرا که آن موسیقی شوی خارجی نیز پس از چند ثانیه ی دیگر، تبدیل به آهنگی با حالات ویژه،
و از همه مهمتر، صدای نریشن آلمانی میگردد و اینجاست که صورت امکانیان تغییر بسیار بیشتری میکند.
این سکانس شاید در تاریخ سینمای ایران نادر باشد، چرا که با رعایت کامل چارچوب های اصولی ایران،
بدون آنکه هیچ کادری را نشان دهند، به مخاطب میفهماند که بر روی آن VHS،
فیلم اروتیک آلمانی ضبط شده بوده. ... (سکانس خوش ساخت یاد شده):
http://s5.picofile.com/file/8113816642/VHS_Avaaz_e_Tehran_1370_.rar.html
- با آنکه این فیلم در شخصیت پردازی و اصول فیلمنامه نویسی، نگاهی دارد تقلید وار به سینمای کلاسیک و قدیمی هالیوود،
اما با اینحال بسیار بجا و درست "فارسی شده" و از همه مهمتر، بازی روان و مستند گونه ی بازیگران آن هست،
که شما نیز بخوبی به آن اشاره داشتید. ... بیژن امکانیان و ابوالفضل پور عرب، هر کدام در زمان خودشان خوب درخشیدند.
اتفاقن از آنجا که هنوز هم کنجکاو هستم و حداقل سکانس اول تمام فیلمها را باید ببینم و در جریان قرار بگیرم،
فیلم "نازنین" که فرمودید، هم اکنون در کنار "دهلیز، تلفن همراه رئیس جمهور و بشارت به یک شهروند هزاره ی سوم"،
در پوشه ی فیلمهای دیده نشده هست، ... اما هنوز فرصت و اشتیاقی حتی برای بازبینی آنها ایجاد نشده،
و نمیدانستم که داستان "نازنین"، کپی "آواز تهران" هست. ... البته بگمانم خود "آواز تهران" نیز،
همانگونه که در بالا اشاره داشتیم، کپی و یا گرته برداری از یک یا چند فیلم هالیوودی قدیمی بوده باشد،
اما هر چه که بوده، این سبک مستند بودن ساختار و بازیهای آن، سبب ماندگاری این فیلم گشته.
بسیار ممنون هستم برای مواردی که نگارش فرمودید و سبب شد که من نیز سرانجام،
چند رجی درباره ای این فیلم بنویسم، چون مدتها بود که بدنبال فرصت میگشتم.
- در پرانتزی کوچک بگویم، که اصولن آلمان بویژه در دهههای هفتاد و هشتاد میلادی،
تولید فیلمهای سینمایی اش به بیش از ۵-۶ فیلم در سال نمیرسید. البته در زمینه ی سریال سازی،
همیشه فعال و پیشرو در دنیا بوده و هست، و از روی سریالهای پلیسی که همیشه بخوبی میسازد،
کشورهای زیادی در دنیا ایده میگیرند و گرته برداری میکنند، اما در زمینه فیلم های سینمایی،
بسیار کم کار میکرده و بجایش، فیلمههای ژانر اروتیک را روانه ی اکران خصوصی مخاطب میساخته.
در ضمن اگر دوستدار فیلم سبک کمدی و خنده دار هستید (کمدی بدون مرز و محدودیت در ساختار)،
فیلم سینمایی آلمانی خنده دار و طنزی هست دو قسمتی با نامهای اصلی:
( "Harte Jungs - 2000" و "Knallharte Jungs - 2002" )،
که البته در دوبله ی روسی، با نام "مورچهها در شلوار (۱ و ۲)" برگردان شده است،
و با آنکه محدودیت سنی دارد (+۱۶)، اما یکی از تولیدات معمولی سینمای آلمان بشمار میآید
و هر دو قسمت آن، ساختار تمیز و بسیار خوبی دارند. ... سلامت باشید.
.
.
.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
1. از دوست همراه همیشگی مون، "59" ممنونم؛ بخاطر، "آواز تهران".
2. و از "حمید" عزیز؛ که، باعث شد باب بحث خوبی پیش بیاد.
شاید اگه چنین بحثی نمی شد، من آگاه از فیلم های ژانر طنز "مورچه ها در شلوار" نمی شدم.
3. "59" عزیز، این فیلم های آلمانی خدمتتون هست، بذارید، ازش مستفیض شیم؟ اگه نه، خودتونو اذیت نکنید، ها.
متشکرم؛ فقط، اگه جوابتون مثبته، لطفاً حتماً با زیرنویس فارسی یا انگلیسی باشه تا افرادی مث بنده، که با آلمانی بیگانه ان، از فیلم ها لذت ببرن.
ممنونم.
2. و از "حمید" عزیز؛ که، باعث شد باب بحث خوبی پیش بیاد.
شاید اگه چنین بحثی نمی شد، من آگاه از فیلم های ژانر طنز "مورچه ها در شلوار" نمی شدم.
3. "59" عزیز، این فیلم های آلمانی خدمتتون هست، بذارید، ازش مستفیض شیم؟ اگه نه، خودتونو اذیت نکنید، ها.
متشکرم؛ فقط، اگه جوابتون مثبته، لطفاً حتماً با زیرنویس فارسی یا انگلیسی باشه تا افرادی مث بنده، که با آلمانی بیگانه ان، از فیلم ها لذت ببرن.
ممنونم.
Emiliano- تعداد پستها : 1670
Join date : 2009-09-12
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
1-تشکر از 59 بابت اطلاعات خوب و خصوصا بحث سکانس معروف...کاملا درست گفتی و خیلی زیبا ساخته شده بود....دقیقا در اون زمان حس خاصی دست میداد که الان ممکنه برای دوستان جوانتر امروزی چنین حسی ایجاد نکند (چون عادی تر شده است) اما برای ما دیدن شو هم حرمت! داشت چه برسه به اروتیک واقعا سکانس تکان دهنده بود....
2-در مورد گرته برداری مخالف نیستم بشرطی که کاملا ایرانیزه! کنند و موضوع را با موضوعات فرهنگ خودمان تطابق دهند و صرفا تقلید نباشد مثل خیلی فیلمهای تقلیدی
3-در مورد نازنین باید بگم که پلان به پلان آواز تهران بصورت ناشیانه و نچسب و بسیار بد بازسازی شده ...حتی جزیی ترین قسمتهای فیلم مانند قسمتی که امکانیان از پورعرب خواست بره ناهار و همراه با نوشابه بگیره!!!
4-امیر عزیز از کدوم نوع فیلمها میخوای مستفیض بشی؟!!!
2-در مورد گرته برداری مخالف نیستم بشرطی که کاملا ایرانیزه! کنند و موضوع را با موضوعات فرهنگ خودمان تطابق دهند و صرفا تقلید نباشد مثل خیلی فیلمهای تقلیدی
3-در مورد نازنین باید بگم که پلان به پلان آواز تهران بصورت ناشیانه و نچسب و بسیار بد بازسازی شده ...حتی جزیی ترین قسمتهای فیلم مانند قسمتی که امکانیان از پورعرب خواست بره ناهار و همراه با نوشابه بگیره!!!
4-امیر عزیز از کدوم نوع فیلمها میخوای مستفیض بشی؟!!!
slevin(HAMID- تعداد پستها : 129
Join date : 2010-08-11
Age : 41
آدرس پستي : تهران
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
slevin(HAMID نوشته است:
1-تشکر از 59 بابت اطلاعات خوب و خصوصا بحث سکانس معروف...کاملا درست گفتی و خیلی زیبا ساخته شده بود....دقیقا در اون زمان حس خاصی دست میداد که الان ممکنه برای دوستان جوانتر امروزی چنین حسی ایجاد نکند (چون عادی تر شده است) اما برای ما دیدن شو هم حرمت! داشت چه برسه به اروتیک واقعا سکانس تکان دهنده بود....
2-در مورد گرته برداری مخالف نیستم بشرطی که کاملا ایرانیزه! کنند و موضوع را با موضوعات فرهنگ خودمان تطابق دهند و صرفا تقلید نباشد مثل خیلی فیلمهای تقلیدی
3-در مورد نازنین باید بگم که پلان به پلان آواز تهران بصورت ناشیانه و نچسب و بسیار بد بازسازی شده ...حتی جزیی ترین قسمتهای فیلم مانند قسمتی که امکانیان از پورعرب خواست بره ناهار و همراه با نوشابه بگیره!!!
- حمید گرامی، خواهش میکنم، ...
من هم ممنون هستم برای توضیحات خوب و بجای شما.
- این سکانس ساندویچ خوری در فیلم "نازنین"،
از بس که صدای اضافی از خوردن و کیسه ی ساندویچ داشت،
انسان را از ساندویچ خوردن زده میکند!.
واقعا سکانس یاد شده در "آواز تهران" کجا ... و این کجا!.
سلامت باشید.
.....
- امیر جان، خواهش میکنم. بسیار خرسندم که مورد توجه قرار گرفته.
- راستش من انگلیسی بلد نیستم، و نمیدانستم که معنای ترجمه در انگلیسی، آن موردی میشود که فرمودید.
اما همانطور که گفتم، در دوبله ی روسی، نام آن ۲ فیلم آلمانی، "مورچهها در شلوار" هست.
کلن هر کشوری، یک نامی برای خود میگذارد. ... اما من بر این باور هستم،
که باید به نام اصلی همیشه وفادر بود. نام اصلی آلمانی آن فیلمها به ترتیب هست:
" جوانان سخت" و "جوانان تند". اما!، این نامها واژه به واژه هست!.
در اصل نام آن فیلمها میشود: "بچههای باحال، ... بچه باحالا".
- در ضمن بگمانم اگر شما نام نسخه ی انگلیسی این فیلم را به کلوپ بگویید،
کار به وزارت بهداشت کشیده شود. (خنده). ... سلامت باشید.
.
.
.
رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
سلام به دوستان گرامی
شاید علاقمند باشید بدانید
شبکه نمایش از امشب تا جمعه شب، سه فیلم از مجموعه فیلم های کمیسر مولدوان را پخش می کند: کمیسر متهم می کند- انتقام- دوئل
کمیسر مولدوان و مخصوصا موسیقی تیتراژش برای دهه شصتی ها خیلی آشناست.
ساعت پخش فیلمها 19 شب و تکرارش فردا ظهر ساعت 13
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%B3%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%AF
شاید علاقمند باشید بدانید
شبکه نمایش از امشب تا جمعه شب، سه فیلم از مجموعه فیلم های کمیسر مولدوان را پخش می کند: کمیسر متهم می کند- انتقام- دوئل
کمیسر مولدوان و مخصوصا موسیقی تیتراژش برای دهه شصتی ها خیلی آشناست.
ساعت پخش فیلمها 19 شب و تکرارش فردا ظهر ساعت 13
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%B3%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%AF
Heidii- تعداد پستها : 102
Join date : 2013-02-02
صفحه 28 از 40 • 1 ... 15 ... 27, 28, 29 ... 34 ... 40
مواضيع مماثلة
» فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
» فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
» برنامه های كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا اکنون
» آرشیو,کلکسیون و مجموعه ای ازکارتونها , فیلمها , سریالها , مستند وبرنامه های مختلف پخش شده ازتلویزیون
» کتابها , داستانها , نوار قصه ها و مجلات دوران کودکی(مصور - کاست و ...)
» فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی
» برنامه های كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا اکنون
» آرشیو,کلکسیون و مجموعه ای ازکارتونها , فیلمها , سریالها , مستند وبرنامه های مختلف پخش شده ازتلویزیون
» کتابها , داستانها , نوار قصه ها و مجلات دوران کودکی(مصور - کاست و ...)
صفحه 28 از 40
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد